دوشنبه ۱۹ مرداد ۱۴۰۵ - ۰۸:۵۹
از اشک نیمه‌شب تا دیدار امام زمان(عج)؛ نامه عرفانی شهید مصطفی انجم‌افروز به خویشتن

حوزه / شهید مصطفی انجم‌افروز، فرمانده گروهان نوزده‌ساله‌ای که از دلدادگی به امام زمان(عج)، توسل به اهل‌بیت(ع) و تجربه‌ای معنوی در بازگشت از مسجد جمکران نوشته است، در نامه‌ای خطاب به خود، راه بندگی و خودسازی را ترسیم می‌کند؛ راهی که با اشک سحر، مراقبت از نفس، عمل به مستحبات و انس با قرآن آغاز می‌شود.

اشاره،

انسان‌ها در مسیر زندگی، ظرفیت‌های متفاوتی برای رشد و تعالی معنوی دارند؛ اما برخی با مراقبت از نفس، تهذیب اخلاق، انس با خداوند و توسل به اهل‌بیت(ع)، از وابستگی‌های دنیوی عبور می‌کنند و به مراتبی از معرفت، آرامش و قرب الهی دست می‌یابند. شهدا، از برجسته‌ترین نمونه‌های این مسیرند؛ جوانانی که با اخلاص و مجاهده، راه آسمان را در متن زندگی و میدان عمل پیمودند. اکنون شما را به تأمل در فرازهایی از نامه عرفانی شهید مصطفی انجم‌افروز دعوت می‌کنیم.

آقا مصطفی انجم‌افروز نامه‌ای به خود نوشته است؛ نامه‌ای کوتاه اما سرشار از نکات اخلاقی، سیر و سلوکی و عرفانی. پیش از آن‌که این نامه زیبا را برایتان بخوانم، لازم است خاطره‌ای را نقل کنم تا بهتر به مقام معنوی این شهید عارفِ نوزده‌ساله پی ببریم.

شهید مصطفی انجم‌افروز، زمانی که در جبهه حضور داشت، نامه‌ای به پدرش نوشت و تأکید کرد:

«بابا، این نامه را فقط خودت بخوان.»

پدر ایشان نیز طلبه و روحانی بود. شهید در آن نامه نوشته بود:

«بابا، حدود ده ماه تا یک سال پیش، تقریباً از دنیا بریده بودم. بیشتر به مرگ، آخرت و امام زمان(عج) فکر می‌کردم. گاهی در جبهه احساس می‌کردم نوری در دلم پدیدار شده است و واقعاً محبت اهل‌بیت(ع) در وجودم ریشه دوانده. دیگر دلم به این دنیا سیر نمی‌شد. شب‌های چهارشنبه، با اشتیاقی خاص به مسجد جمکران می‌رفتم و آنجا با امام زمان(عج) درد دل می‌کردم.

ایشان نقل می‌کند:

اتفاقاً شبی که از مسجد جمکران بازمی‌گشتم، در حالتی میان خواب و بیداری، وجود مقدس امام زمان(عج) را مشاهده کردم. حضرت را همچون پاره‌ای از نور دیدم که ایستاده بودند. خودم را به پای ایشان انداختم و با گریه، شروع به سخن گفتن با امام زمان(عج) کردم؛ آن‌قدر گریستم که با صدای ناله خودم از خواب بیدار شدم.

نکته جالب آن‌جاست که آقا مصطفی پس از نقل این تشرف، در نامه‌ای خطاب به پدرش می‌نویسد:

منظورم از بیان این ماجرا، این بود که شما یقین پیدا کنید اگر کسی دست توسل به دامان ائمه اطهار(ع) بزند، آنان به او نظر و توجه خواهند کرد.

سپس به نکته‌ای عمیق درباره فضای معنوی خانواده اشاره می‌کند و می‌نویسد: اگر خانه‌های ما جلوه و نورانیتی ندارد، به این دلیل است که نور خدا در آن‌ها نتابیده است؛ چراکه خانه‌هایمان از گناه و تیرگی آکنده شده‌اند.

این همان شهید مصطفی انجم‌افروز است؛ جوانی که در نوزده‌سالگی به مرتبه‌ای از رشد معنوی و صفای باطن رسید که چنین تجربه‌ای را نقل می‌کند. او نامه‌ای بسیار زیبا، سرشار از معرفت، نکات اخلاقی و دستورهای سیر و سلوک، برای خود نوشته است. اگر کسی تنها به همین توصیه‌های آقا مصطفی به خویشتن عمل کند، می‌تواند مسیر عزیز شدن نزد خداوند و اهل‌بیت(ع) را با روشنایی و سهولت بیشتری طی کند.

از اشک نیمه‌شب تا دیدار امام زمان(عج)؛ نامه عرفانی شهید مصطفی انجم‌افروز به خویشتن

آقا مصطفی در نامه‌ای که به خود نوشته، چنین می‌نویسد:

«مصطفی! بالاترین لذتی که می‌توانی در زندگی کسب کنی، سوز و گدازهای عرفانی است؛ نغمه‌های عشق و سرورِ اشکِ نیمه‌شب. آن‌جاست که به سرمنزلِ باب‌القلوب رسیده‌ای؛ راه مکاشفات بر تو گشوده می‌شود و به حریم خانه قدس و ملکوت راه می‌یابی. دیگر دل به این خانه تارِ دنیا نمی‌بندی و به‌سوی حقایق رهنمون می‌شوی.

خودت را از نعمت آه نیمه‌شب محروم مکن. بالاترین لذت در محبت است و نشانه محبت آن است که آنچه را دوست می‌پسندد، انجام دهی و در انجامش شتاب کنی؛ و آنچه را دوست نمی‌پسندد، ترک کنی؛ چه دوست حقیقی که خدای تبارک و تعالی است و چه دوست مجازی.»

در نتیجه، مستحبات را انجام بده و از مکروهات دوری کن.

مصطفی! ساعت‌به‌ساعت و در هر پیشامد، خودت را موعظه کن؛ زیرا جز خودت و خداوند، کسی از عیب‌های نفسانی و کاستی‌های اعمالت آگاه نیست.

مصطفی! تا زمانی که نفس امّاره‌ات به نفس مطمئنه تبدیل نشده است، همواره در معرض دام‌های شیطان قرار داری. نفس امّاره، پیوسته انسان را به بدی فرمان می‌دهد. اگر خودت را به حال خویش واگذاری، بر نفست احاطه و مراقبت نداشته باشی و فرماندهی جسمت به دست عقلت نباشد، ارزشی نخواهی داشت. در این صورت، هوای نفس و آرزوهای نفسانی تو را به سوی خود می‌کشند و از حیوان نیز پست‌تر خواهی شد.

مصطفی! در کارهای خیر پیش‌قدم باش.

مصطفی! اگر می‌خواهی لذت حقیقی زندگی را بچشی، همواره پس از غذا و پیش از نمازها مسواک بزن؛ یک روز در میان حمام برو؛ هر چند روز یک‌بار به دیدار خویشاوندان و دوستانت برو؛ همیشه باوضو باش؛ صدقه بده؛ به مکان‌هایی که معنویت بیشتری دارند، مانند حرم‌های مطهر، برو؛ خودت را خوش‌بو کن؛ نماز را با حضور قلب به‌جا آور؛ کم‌حرف باش؛ نظم و نظافت را رعایت کن؛ دوستانت را به خانه دعوت کن؛ نمازها را در اول وقت بخوان؛ میان غذا چیزی نخور؛ قرآن بسیار بخوان؛ و ... .

این، نامه‌ای بسیار زیبا، عرفانی و سرشار از معرفت از شهید مصطفی انجم‌افروز به خویشتن است؛ شهیدی که در نوزده‌سالگی، در حالی که فرمانده گروهان بود، به شهادت رسید.

پیکر مطهر این شهید بزرگوار نیز پس از پانزده سال تفحص شد و در گلزار شهدای علی‌بن‌جعفر(ع) قم به خاک سپرده شد.

این نامه، مجموعه‌ای از توصیه‌های اخلاقی و معنوی است که اگر ما به واوِ واوِ آن دقت کنیم و ان‌شاءالله در عمل به آن پایبند باشیم، قطعاً می‌توانیم همچون شهدا، مسیر آسمانی شدن و تقرب به خداوند را بهتر و روشن‌تر از گذشته طی کنیم.

برای شنیدن صوت کلیک کنید.

اخبار مرتبط

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha